تبليغاتX
نبازند هرگز به مردارها
نبازند هرگز به مردارها
مربوط به فیلم سینمایی مارمولک
 

 

_ خدا که فقط متعلق به آدم های خوب نیست. خدا؛ خدای آدم های خلاف کار هم هست. و فقط خود خداست که بین بندگانش فرقی نمی گذارد. فی الواقع، خداوند اِندِ لطافت، اِندِ بخشش، اِندِ چشم پوشی و اِندِ رفاقت است. رفیق خوب و با مرام همه چیزش را پای رفاقت می دهد...
بایستی ما یه فکری به حال اهلی شدن آدم ها بکنیم. آهلی کردن یعنی ایجاد علاقه کردن. و این تنها راه رسیدن به خداست، بسیارم مهم است.

 

 

+ نوشته شده در 86/12/12ساعت 13 توسط سیده زهره |
گوشه ای از نصایح لقمان
اگر در کودکی خود را ادب کنی، در بزرگی از آن بهره مند می شوی.
 
از کسالت و تنبلی بپرهیز، بخشی از عمرت را برای آموزش قرار بده و با افراد لجوج، گفتگو و جدل نکن.

با دانشمندان مجادله مکن، با فاسقان رفیق مشو، فاسق را به برادری مگیر و با افراد متهم، همنشین مشو.

تنها از خدا بترس و به او امیدوار باش. بیم و امید نسبت به خدا در قلب تو یکسان باشد.

اگر با تو مشورت کردند، دلسوزی خود را خالصانه به آن ها اعلام کن. اگر از تو کمک و قرضی درخواست کردند، مساعدت کن و به سخن کسی که سن او بیشتر از توست، گوش فرا ده.

نمازت را در اول وقت بخوان، نماز را حتی در سخت ترین شرایط به جماعت بخوان.

دو چیز را هرگز فراموش مکن : خدا را و مرگ را.
دو چیز را همیشه فراموش کن : به کسی نیکی کردی ، کسی به تو بدی کرد.

به مجلسی وارد شدی، زبان نگهدار.
به سفره ای وارد شدی، شکم نگه دار.
به خانه ای وارد شدی، چشم نگه دار.
به نماز ایستادی، دل نگه دار.

+ نوشته شده در 86/11/19ساعت 3 توسط سیده زهره |
سلام پدر!

بابا جان، سلام!

پدر خوبم، همچون همیشه که به خانه می آمدی و مرا به آغوش می کشیدی، برخیز. من و محمد صادق را در آغوش بگیر و ببوس و ببوس.

بابا جان! این بار من آمدم. من، محمد صادق، و مامان. و زینب دختر کوچولوی عمو محمود هم که با تو پرواز کرد. با مادرش آمدند. با هم آمدیم.

از وقتی که شنیدم می خواهیم به محل عروج و شهادت شما بیاییم، روزها و ساعتها را لحظه شماری می کردم تا انتظار به سر رسد. مادر هم اینگونه بود. شدت علاقه او بیشتر بود.

پدر جان! نزدیک چهار ماه می شود که تو راندیده ام. نه؛ پنج ماه. یک ماه پیش از شهادتت به این طرف. حالا آمده ایم به دیدارت. کاش بودی و مرا در آغوش خود می گرفتی. خیلی دلم تنگ شده بابا.

چقدر این دشت و صحرا آشناست. چقدر غمگین است و خسته کننده. دلم می سوزد که زمانی تو اینجا بودی و حالا نیستی. قدم بر این خاک، بر این محوطه و دشت گذاشته ای و حالا نه.

میان سیم های خاردار و میدان مین که قدم برمی داشتم، فقط یاد تو بودم. با خود می گفتم: آیا می شود یکی از همین مین ها جلوی پای ما منفجر شود؟ همه جا که پوشیده است از علف و سبزه. شاید همان بود که عمو محمود متوجه آن مین نشد و پایش به آن گرفت و ا هم رفتید.

بابا!

وقتی چشمم به تکه پاره های آن مین می افتد که شما را به شهادت رساند، بدنم می لرزد. دوست داشتمآن را به عنوان یادگاری به ما می دادند. ولی می دانم که شهادتگاه شما زائران زیادی خواهد داشت. مگر نه اینکه ما بعد از زیارت شما، به دیدار محل شهادت دو تن دیگر از عزیزان گروه تفحص رفتیم؟ شهیدان موسوی و حیدری.

چگونه است که همزمان دوتا، دوتا پر می کشید؟ آن هم با مین والمری. آوینی و یزدان پرست، موسوی و حیدری، تو بابای خوبم و آقا محمود با هم.

بابا، مادر زینب می گوید: « زینب شبها از خواب می پرد و بهانه بابا را می گیرد.» چقدر زیبا وقتی در محل عروج شما، از او سوال کردند «بابات کجاست؟» با زبان شیرین خود، در حالی که دسته گلی از فکه در دست داشت، گفت:

- بابام رفته بهشت...

و از آن جالبتر وقتی بود که یکی از همرزمانت از او پرسید: «بابات کی برمی گرده؟» و او جواب داد: «وقتی امام زمان بیاد...»

و وقتی گفته شد:« برای اینکه امام زمان بیاد، باید چکار کنیم؟» این کودک چهار ساله، خیلی شیوا و زیبا گفت: «باید دعا کنیم».

من هم دعا می کنم. برای آمدن امام زمان (عح). چون می دانم همه شما از یاران او بودید. مگر خودت به من یاد ندادی که فقط مفتخر به سربازی رهبر و امام زمان باشیم؟

بابا!

ما آمدیم ولی، ولی تو رو خدا، شب به خوابم بیا و دوباره مرا در آغوش بگیر و برایم از خاطرات جبهه ات بگو. بگو در آن روز آخر چه دیدی و چه کشیدی که اینگونه عاشقانه پرکشیدی و رفتی.

بابا!

دلت برای دادش کوچولوم محمد صادق تنگ نشده؟

بابا منتظرم

 

 

فرزند شهید سعید شاهدی
برگرفته از کتاب: تفجص (به کوشش حمید داودآبادی)، صفحه 271

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در 86/10/24ساعت 18 توسط سیده زهره |
بارانی ام امشب
دلم گرفته است.
هوا سرد است.
صدای اذان می آید.
دلم بیشتر می گیرد. اشک می ریزم. گناه کارم. توبه شکسته ام. اما بنده ام.
نمی دانم کجا خوابم برد!!! نمی دانم چرا غفلت کردم!!!
زیبای من بیا و مرا سبز کن.
غریبانه اشک می ریزم.
دلم بیشتر می گیرد. هوا خیلی سرد است. و من از خودم خیلی دورم.
می دانم تو هم دلت گرفته. من برای تو و تو برای من...
از من تا من تو گسترده ای. از تو تا تو اوج...
بارها توبه ام را پذیرفته ای. بارها توبه ام را پذیرفته ای. بارها توبه شکسته ام.
ای زیبای من،
سبزم کردی. بارانی ام کردی. اما من میوه ی ممنوعه را خوردم. چه کنم؟
آدمم.
در آغوشم بگیر. گرمم کن. دلم گرفته. هوا خیلی سرد است...
تو می آیی.
می دانم. بارها آمدی و من تو را ندیدم. انگار حالا هم هستی. حالا که نمی بینم... اما باز بیا.
شاید باز بیاید روزی که من دوباره تو را ببینم. مرا پیدا کن. مرا بیدار کن.
اگر آمدی مرا بیدار کن.
می دانم تو زیبایی. مرا زیبا کن. به سرایم باز آ. سبز... سبز... زیبای زیبا.


 

+ نوشته شده در 86/10/16ساعت 23 توسط سیده زهره |
این جسم ناچیز!
یه تیغ کوچیک ماهی که تو گلوم گیر کرده بود داشت منو از پا در میاورد!!!
ببین چه قدر این جسم ناتوانه با این همه الدورم ملدورمی که داره...
با این همه اسارتی که نصیب ما کرده...
یه تیغ کوچیک بود...
+ نوشته شده در 86/10/10ساعت 18 توسط سیده زهره |
یا علی گفتیم و ...

به نام خدای آسمان و زمین
وقتی متولد شدم پدربزرگ نام های آسمانی تان را در گوشم زمزمه کرد. وقتی شیر در گلویم شکست مادرم یا علی گویان برای سلامتی ام تلاش کرد. وقتی خواستم راه بروم پدر دستم گرفت و گفت یا علی بگو. و من هم یا علی گفتم. و با یا علی گفتن ها همراه بود بزرگ شدنم.
هر بار که برخواستم.
هر بار که نشستم.
هر بار که بار سنگینی روی دوشم بود.
هر بار که...
کمک کن تا از پیروی ات باز نگردیم.
آمین یا رب العالمین.


عید غدیر خم مبارک.

+ نوشته شده در 86/10/06ساعت 21 توسط سیده زهره |
سر چراغی

اِنـَّمَا المُومِنُونَ إخوَةٌ فَاَصلِحُوا بَینَ اَخوَیکُم وَ اتَّقواللهَ لَعَلَّکُم تُرحَمُونَ

 

به حقیقت مومنان (که از یک روح قدسی رسول به وجود آمده اند) همه برادر یکدیگرند پس همیشه برادران (ایمانی) خود (چون نزاعی شود) صلح دهید و خدا ترس و پرهیزکار باشید، باشد که مورد لطف و رحمت الهی گردید

 

سوره ی حجرات_ آیه ی 10

+ نوشته شده در 86/09/15ساعت 16 توسط سیده زهره |
بسم الله
این وبلاگ راه اندازی شد تا با هم باشیم و بیشتر بدانیم از بودنمان
+ نوشته شده در 86/09/10ساعت 20 توسط سیده زهره |

RSS

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا